کد خبر: ۲۹۰۸
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۲
هنگامی که از انتخاب بهترین فیلم‌های وسترن سخن به میان می‌آید، مفاهیمی چون بیابان، کلاه، کابوی، اسب و تفنگ به ذهن متبادر می‌شود. به عبارتی دیگر با شنیدن این واژگان کنار هم بی‌درنگ ذهن انسان به سمت غرب وحشی و ژانری ریشه‌دار در هنر می‌رود؛ وسترن!

در این مقاله قصد داریم به معرفی ۲۰ فیلم وسترن برتر تاریخ سینما بپردازیم. در جمع‌آوری لیست بهترین فیلم‌های وسترن سعی شده تا به دوره‌های مختلف تاریخ سینما توجه شود، اما باید دقت داشت که عصر طلایی وسترن، در دوران سینمای کلاسیک حول دهه‌های ۴۰ و ۵۰ بوده است. پس این موضوع که اکثر این آثار از این دوره انتخاب شده‌اند امری طبیعی است.

هنگامی که از انتخاب بهترین فیلم‌های وسترن سخن به میان می‌آید، مفاهیمی چون بیابان، کلاه، کابوی، اسب و تفنگ به ذهن متبادر می‌شود. به عبارتی دیگر با شنیدن این واژگان کنار هم بی‌درنگ ذهن انسان به سمت غرب وحشی و ژانری ریشه‌دار در هنر می‌رود؛ وسترن!

وسترن کامل‌ترین ژانر سینمایی است. مادر همه‌ی گونه‌ها و ژانرهای دیگر. این ژانر که از آمریکا و تاریخ و فرهنگش سرچشمه می‌گیرد، ویژگی‌های خاص خود را دارد. یکی از ویژگی‌های اکثر وسترن‌ها لانگ شات است تا جایی که یکی از منتقدان اینطور استنباط می‌کند که وسترن در لانگ شات اتفاق می‌افتد.

نماهای عمومی از دشت و بیابان و تنهایی قهرمان فیلم در تقابل با عظمت محیط جغرافیایی اطرافش همواره با نماهای لانگ‌ شات دوربین به نمایش در می‌آید.  بیابان‌های بی آب و علف، گاوچران‌هایی که با اسب یکدیگر را تعقیب می‌کنند، دوئل‌های دو نفره و کلانترهایی که از شهرها محافظت می‌کنند، از دیگر خصوصیات آثار وسترن به شمار می‌روند.

شهرها برای ما آشنا هستند؛ مهم‌تر از هر چیز یک کافه دارند. جایی که اکثر تقابل‌ها و دعواها در آن رخ می‌دهد. یک کلانتری دارند که سلولی کوچک دارد و کلانتر نیز در آنجا مشغول به کار است. شاید این ویژگی‌های آمریکای در مسیر تمدن کلیشه به نظر برسد، اما جادوی وسترن در همین است. بارها و بارها تکرار یک کلیشه بدون این که ذره‌ای از جذابیت آن‌ کاسته شود.

۱. سرقت بزرگ قطار

عنوان اصلی: The Great Train Robbery
کارگردان:
 ادوین اس پورتر
محصول: ۱۹۰۳ آمریکا
بازیگران: برانکو بیلی اندرسون، ماری مورای

در روزهای آغازین سینما که فرانسه به عنوان قطب اصلی آغاز سینما شناخته می‌شد و برادران لومیر با آثار واقع‌گرایانه و مستندشان از یک سو و ژرژ ملی‌یس با فیلم‌های جادویی‌ خود از سوی دیگر تماشاچیان را حیرت زده می‌کردند، این ادوین پورتر بود که نخستین گام‌های جدی را برای ساختن فیلم‌های داستانی در آمریکا برداشت. بسیاری از تمهیدات تکنیکی از جمله استفاده از تدوین موازی، استفاده از نماهای آرشیوی و استفاده از میان‌نوشته برای نخستین بار در آثار پورتر دیده شدند. یکی از مهم‌ترین آثار پورتر سرقت بزرگ قطار است که پدر تمام وسترن‌ها و الگویی ازلی برای وسترن‌های کلاسیک آمریکایی به شمار می‌آید. سرقت بزرگ قطار نخستین فیلمی است که الگوهای وسترن را پایه‌گذاری می‌کند و تقریبا تمام کلیشه‌های این ژانر مانند اسب، قطار، سرقت، تعقیب و گریز، گاوچران‌ها و در نهایت پیروزی قطب پروتاگونیست بر آنتاگونیست را در خود دارد. از سوی دیگر فیلم خشونتی افسار گسیخته – نسبت به زمان خودش – را ارائه می‌دهد و سبب می‌شود که تا مدت‌ها به عنوان یکی از خشن‌ترین فیلم‌های سینمایی شناخته شود. همچنین شایان ذکر است که در این فیلم برای نخستین بار سینما دوستان شاهد حرکت پن و تیلت دوربین بودند.

۲. دلیجان

عنوان اصلی: Stagecoach
کارگردان:
 جان فورد
محصول: ۱۹۳۹ آمریکا
بازیگران: جان وین، کلر تروور، توماس میچل

جان فورد که معمولا از او به عنوان بزرگ‌ترین وسترن‌ساز تاریخ یاد می‌شود در سال ۱۹۳۹ با ساخت دلیجان تمام قواعد و محاسبات ژانر وسترن را به هم می‌ریزد. او در این فیلم تم گروهی نامتجانس از افراد را انتخاب می‌کند و سعی می‌کند داستانش را بر محور آن شکل دهد. گروهی از افراد که در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، با دلیجانی مشترک رهسپار سفر می‌شوند و در این بین اتفاقات مختلفی پیش می‌آید. در دلیجان فورد از هیچ ساختارشکنی‌ ابایی ندارد و حتی در یکی از صحنه‌های مشهور تعقیب و گریز فیلم قانون ۱۸۰ درجه را نیز بر هم می‌زند. جان وین نیز که بعدها به عنوان یکی از اصلی‌ترین بازیگران ژانر وسترن و آثار فورد به دنیای سینما معرفی می‌شود، در این فیلم یکی از نخستین همکاری‌های موفقیت آمیزش را با او انجام می‌دهد. دلیجان فیلمی مهم در تاریخ سینما به شمار می‌رود به طوری که اورسن ولز می‌گوید هنگام ساختن همشهری کین، دلیجان را ۴۰ بار تماشا کرده است!

۳. کلمنتاین عزیزم

عنوان اصلی: My Darling Clementine
کارگردان:
 جان فورد
محصول: ۱۹۴۶ آمریکا
بازیگران: هنری فوندا، ویکتور ماتیور، لیندا دارنل

وسترن شاعرانه فورد این بار ما را به شهر تومستون می‌برد تا شاهد داستان انتقام وایات ارپ از خانواده شرور کلانتن به خاطر مرگ برادرش باشیم. داستان وایات ارپ که در واقعیت از اسطوره‌های غرب وحشی بوده است، دستمایه فیلم‌های سینمایی بسیاری شده است که در این بین کلمنتاین عزیزم بهترین آن‌هاست. اهمیت این شخصیت در دنیای غرب وحشی به حدی زیاد است که حتی خود فورد سال‌ها بعد در فیلم پاییز قبیله شاین دوباره شمایلی از او و داک هالیدی را به عنوان شخصیت‌های فرعی فیلمش به تصویر می‌کشد. در کلمنتاین عزیزم، هنری فوندا در نقش وایات ارپ خوش می‌درخشد و ویژگی‌هایی خاص به شخصیت او می‌بخشد. او نمونه‌ای کامل از یک مرد جان فوردی است؛ برای مثال با این که بسیار خوش قلب و جوانمرد است اما بی‌ادبی لوتی وارانه‌ای نیز دارد. یکی از موتیف‌های مهم فیلم لم دادن او روی صندلی و تکیه دادن پاهایش به ستون جلویی است. به نظر می‌رسد در این فیلم جان فورد حتی از طرز نشستن بازیگرش نیز برای پرداخت شخصیت کمک می‌گیرد.

۴. رود سرخ

عنوان اصلی: Red River
کارگردان:
 هاوارد هاکس
محصول: ۱۹۴۸ آمریکا
بازیگران: جان وین، مونتگومری کلیفت، والتر برنان

رود سرخ وسترنی جذاب از هاوارد هاکس است که داستان تلاش گروهی از آدم‌ها برای رساندن یک گله گاو به مقصدی خاص را روایت می‌کند. جان وین گله‌داری موفق است و مونتگومری کلیفت نقش جوانی را بازی می‌کند که از کودکی تحت سرپرستی وین کار گله‌داری را آموخته است. حال پس از گذشت سالیان سال این کلیفت است که مورد مقبولیت همه قرار دارد و رییس بهتری برای گروه به نظر می‌رسد. همین موضوع وین را خشمگین کرده و بین آن‌ها درگیری رخ می‌دهد. در رود سرخ هاکس بازی استادانه‌ای از گله می‌گیرد. یعنی همان کاری که سال‌ها بعد در فیلم هاتاری که حول شکار حیوانات وحشی می‌گشت، انجام می‌دهد. در اینجا نیز گله گاوها تبدیل به شخصیت‌هایی مهم در فیلم می‌شوند و در بسیاری از کنش‌ها نقشی پررنگ و اساسی دارند. نکته مهم اما ضد قهرمان بودن جان وین در این فیلم است. او که همواره به عنوان مردی با صلابت و خطاناپذیر در وسترن‌های مختلف ظاهر می‌شد، این بار نقش شخصی را بر عهده می‌گیرد که حسادت سبب می‌شود تا دست به اعمالی غیر انسانی بزند. رود سرخ پس از گذشت سالیان سال همچنان وسترنی دیدنی است.

۵. گنج‌های سیرا مادره

عنوان اصلی: The Treasure of the Sierra Madre
کارگردان:
 جان هیوستون
محصول: ۱۹۴۸ آمریکا
بازیگران: همفری بوگارت، والتر هیوستون، تیم هولت

به جان هیوستون در عالم سینما لقب شارع شکست‌خورده را داده‌اند. در اکثر آثار او شخصیت‌های اصلی در نهایت با ناامیدی تمام شکست می‌خورند و از رسیدن به هدفی که از ابتدا در پی آن بودند باز می‌مانند. گنج‌های سیرا مادره نیز از این نگاه تلخ هیوستون در امان نیست. فیلم داستان گروهی از افراد را روایت می‌کند که در اثر فقر به دنبال پیدا کردن طلا رهسپار سفری طولانی می‌شوند و در انتها نیز چیزی به دست نمی‌آورند. گنج‌های سیرا مادره درباره طمع و حرص برای رسیدن به مادیات بیشتر است تا جایی که خوی حیوانی به نگاه انسانی غلبه کند. این غلبه خوی حیوانی را همفری بوگارت به زیبایی هر چه تمام‌تر در فیلم به تصویر کشیده است و با بازی اندازه خود یکی از شخصیت‌های به یاد‌ماندنی تاریخ سینما را رقم زده است. والتر هیوستون – پدر کارگردان – نیز به عنوان راهنمای این گروه به ایفای نقش می‌پردازد. او با شخصیت طنز‌آلود خود تعادل بین تراژدی و طنز را به خوبی در فیلم برقرار کرده است. گنج‌های سیرا مادره را می‌توان وسترنی تلخ درباره ذات حریص بشریت دانست. فیلم جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای هیوستون به ارمغان آورد.

۶. ماجرای نیمروز

عنوان اصلی: High Noon
کارگردان:
 فرد زینه‌مان
محصول: ۱۹۵۲ آمریکا‌‌
بازیگران: گری کوپر، توماس میچل، گریس کلی
ماجرای نیمروز وسترنی خاص در تاریخ سینما محسوب می‌شود. در این فیلم گری کوپر نقش کلانتری را بازی می‌کند که بر خلاف کلانترهای فیلم‌های وسترن کلاسیک که به تنهایی به جنگ خلافکاران می‌رفتند، از مردم تقاضای کمک می‌کند. موضوعی که به مذاق وسترن‌سازانی مانند فورد و هاکس خوش نیامد تا جایی که این فیلم‌ را نابود کننده ژانر وسترن دانستند. کلانتر فیلم زینه‌مان تنهاست و از تنهایی خود هراس دارد. او صلابت کلانترهایی مثل جان وین و هنری فوندا را ندارد و خود را نیازمند کمک همراهانش می‌بیند. البته خلاقیت‌های زینه‌مان در این فیلم محدود به حوزه شخصیت‌پردازی نیست و به حوزه روایی و فرمی نیز وارد شد. برای مثال، در ماجرای نیمروز زمان نمایشی با زمان داستان یکسان است. همین موضوع سبب می‌شود تا بیننده آرام آرام همراه با کلانتر برای رسیدن به دوئل نهایی آماده شود. تمهیدی که باعث شده تا امروز نام ماجرای نیمروز و زینه‌مان در تاریخ سینما جاودانه شود.

۷. شین

عنوان اصلی: Shane
کارگردان:
 جرج استیونس
محصول: ۱۹۵۳ آمریکا
بازیگران: آلن لد، جین آرتور، وان هفلین

شین وسترنی به یادماندنی از جرج استیونس با بازی آلن لد است که داستانش پیرامون هفت‌تیر کشی به نام شین می‌گذرد که به طورناخوانده وارد خانواده‌ای کشاورز می‌شود و به عنوان کارگر نزد آن‌ها مشغول به کار می‌شود. شین قصد دارد تا گذشته خود را کنار بگذارد و زندگی جدیدی آغاز کند. اما گویا برای او فراموشی دوران قدیم میسر نیست و گذشته مانند سایه به دنبالش می‌آید. به نظر می‌رسد که شین را می‌توان یک اسطوره کامل غرب وحشی دانست. او وفادار، باغیرت، شجاع و طرفدار عدالت است. فیلم شین در زمان ساخت به شدت پرخرج شد تا جایی که گفته می‌شود پروژه تا آستانه لغو نیز رفت. اما در نهایت اکران شد و موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری را از آن خود کند.

۸. جانی گیتار

عنوان اصلی: Johnny Guitar
کارگردان:
 نیکلاس ری
محصول: ۱۹۵۴ آمریکا
بازیگران: جوآن کراوفورد، استرلینگ هایدن، مرسدس مک‌کمبریج

همواره از سوی تعداد اندکی از سینما دوستان انتقاداتی به فیلم‌های وسترن بابت بی توجهی به زنان وارد شده است. آن‌ها معتقد بودند زنان در آثار وسترن جایگاهی بالاتر از خانه‌دار ندارند و این مردان هستند که حماسه‌ها را رقم می‌زنند. جانی گیتار را می‌توان یکی از وسترن‌های آوانگارد تاریخ سینما و جوابیه‌ای برای این انتقاد به حساب آورد. وسترنی خاص که برای نخستین بار یک زن در نقش اصلی و به عنوان یک هفت تیر‌کش در آن ظاهر شده است. در این فیلم جوآن کراوفورد در نقش زنی به نام وینا ظاهر شده است که مانند مردان هفت تیر به کمر می‌بندد، به کافه و بار می‌رود و زمین‌دار است. همین خصوصیات محکم روحی و حتی ظاهری او سبب شد تا جانی گیتار به عنوان یکی از فیلم‌های فمنیستی مهم در تاریخ سینما جاودانه شود. در جانی گیتار حتی آنتاگونیست ماجرا نیز یک زن است و همین سبب می‌شود تا شاهد یک جدال کاملا زنانه در فیلم باشیم.

۹. ورا کروز

عنوان اصلی: Vera Cruz
کارگردان:
 رابرت آلدریچ
محصول: ۱۹۵۴ آمریکا
بازیگران: گری کوپر، برت لنکستر، ارنست بورگناین

رابرت آلدریچ هیچگاه بخاطر ساخت آثار وسترن مشهور نبوده است و عمده شهرت او به خاطر ساخت فیلم‌های نوآری مثل مرا مرگبار ببوس (۱۹۵۵) و یا تریلرهای روانشناسانه مانند چه بر سر بیبی جین آمد؟ (۱۹۶۲) است. اما ورا کروز در کارنامه او به عنوان یک نمونه وسترن خاص حائز اهمیت است. داستان فیلم در خلال انقلاب مکزیک در سال ۱۸۶۶ رخ می‌دهد، جایی که بنجامین ترین (گری کوپر) که قبلا در ارتش عضو بوده و جو ارین (برت لنکستر) هفت تیر کشی یاغی برای خدمت در ماموریتی با یکدیگر همراه می‌شوند. نگاه آلدریچ به مقوله خشونت در این فیلم بسیار خاص بوده است و فیلمسازان بسیاری مانند پکین‌پا در این گروه خشن و یا سرجیو لئونه در آثارش از آن تاثیر گرفته‌اند. می‌توان گفت تم مورد علاقه قهرمان در برابر ضد قهرمان آلدریچ در ورا کروز بیش از هر فیلم دیگری به چشم می‌خورد.

۱۰. مردی از لارامی

عنوان اصلی: The Man from Laramie
کارگردان:
 آنتونی مان
محصول: ۱۹۵۵ آمریکا
بازیگران: جیمز استوارت، آرتور کندی، دانلد کریسپ

در تاریخ سینما همواره از آنتونی مان به عنوان یکی از معماران وسترن مدرن و پیشگام وسترن رواشناسانه یاد می‌شود. مردی از لارامی را می‌توان از بهترین آثار او دانست که داستان مردی به نام ویل لاکهارت با بازی جیمز استوارت را روایت می‌کند که برای گرفتن انتقام مرگ برادرش به نیومکزیکو سفر می‌کند. فیلم را می‌توان در طبقه وسترن‌هایی قرار داد که در آن‌ها غریبه‌ای وارد شهر می‌شود و آرامش شهر را بر هم می‌زند، اما در ادامه فیلمنامه طی پیچشی ظریف به سمت نوعی "شاه لیر وسترنی” می‌رود و داستان خود را در سطح جدیدی ادامه می‌دهد. مردی از لارامی از بهترین همکاری‌های آنتونی مان و جیمز استوارت به شمار می‌رود که همچنان مانند الماسی در بین همکاری‌های پر تعداد این دو می‌درخشد.

۱۱. جویندگان

عنوان اصلی: The Searchers
کارگردان:
 جان فورد
محصول: ۱۹۵۶ آمریکا
بازیگران:‌ جان وین، جفری هانتر، ورا مایلز

جویندگان را شاید بتوان پرآوازه‌ترین فیلم فورد دانست، که البته جزو آثار مناقشه برانگیز او نیز به حساب می‌آید، چرا که مخالفانش همواره از این فیلم استفاده می‌کنند تا گرایشات ضد سرخپوستی وی را هدف حملات خود قرار دهند. غافل از این که همین فورد چند سال بعد فیلم پاییز قبیله شاین را جلوی دوربین برد که در آن نگاهی همدلانه و دلسوزانه با سرخپوست‌ها دارد. فیلم داستان جان وین، قهرمانی تنها را روایت می‌کند که پس از جنگ به خانه برادرش بازگشته اما کمی پس از ورود، با حمله سرخپوست‌ها به خانه و کشته شدن افراد خانواده روبرو می‌شوند. از سوی دیگر سرخپوست‌ها دختر کوچک خانواده را می دزدند و جان وین برای پیدا کردن او رهسپار مسیری طولانی و خطرناک می‌شود. در این مسیر او با کشت و کشتارها، درگیری‌ها و انتخاب‌های اخلاقی بی‌شماری مواجه می‌شود به طوری که بیننده در تمام دقایق فیلم با قصه‌ای درخشان دست و پنجه نرم می‌کند. جویندگان با آن لانگ‌شات‌های بی‌نظیرش، با آن انتخاب‌های بین شرافت و عشقش و با آن نمای درخشان و معروف آخرش، جزو بهترین وسترن‌های تاریخ سینماست.

۱۲. ریو براوو

عنوان اصلی: Rio bravo
کارگردان:
 هاوارد هاکس
محصول: ۱۹۵۹ آمریکا
بازیگران: جان وین، دین مارتین، ریکی نیکلسون

می گویند هاوارد هاکس ریو‌براوو را در جواب به فیلم صلات ظهر زینه‌مان ساخته است. ریوبراوو سالیان سال است که در اکثر نظرسنجی‌ها از منتقدین به عنوان بهترین وسترن و یکی از درخشان‌ترین آثار تاریخ سینما انتخاب می‌شود. فیلمی سرپا، خوش آب و رنگ و سرگرم کننده که تمام عناصر یک وسترن شاهکار را داراست. این فیلم اولین قسمت از سه‌گانه وسترن هاکس است که بعد‌ها با ال دورادو و ریولوبو تکمیل شد. ریوبراوو روایت محافظت از پاسگاه شهر است که تیمی متشکل از جان وین به عنوان کلانتر، و تعدادی از همکارانش مسئولیت این کار را بر عهده دارند. هاکس در مصاحبه‌اش با رابین وود اعلام می‌کند که هنرمند نیست و فقط با ساختن فیلم‌ها تفریح می‌کند. ریوبراوو این "تفریح” را به خوبی نشان می‌دهد و سبب می‌شود تا با وسترنی سرخوشانه طرف باشیم که در پس پرده طنز‌ها و شوخی‌هایش داستان جذاب خود را نیز روایت کند.

۱۳. هفت دلاور

عنوان اصلی: The Magnificent Seven
کارگردان:
 جان استرجس
محصول: ۱۹۶۰ آمریکا
بازیگران: یول برینر، استیو مک‌کوئین، چارلز برانسون

هفت دلاور که بر اساس شاهکار عظیم کوروساوا یعنی هفت سامورایی (۱۹۵۴) ساخته شده است، داستان هفت تیرانداز را روایت می‌کند که توسط مردم یک روستا در مکزیک اجیر می‌شوند تا در کنار یکدیگر از روستا در برابر دشمنان و تهدید‌ها محافظت کنند. کریس آدامز که یول برینر نقش او را در فیلم بازی می‌کند سردسته هفت‌تیرکش‌ها است. او گروهی متشکل از افراد مختلف با قابلیت‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد را جمع می‌کند و به سوی نبرد با دشمنان می‌رود. در نهایت نیز مانند فیلم هفت سامورایی دهکده نجات پیدا می‌کند و این اجیر شده‌ها هستند که همچنان تنها می‌مانند.

۱۴. مردی که لیبرتی والانس را کشت

عنوان اصلی: The Man Who Shot Liberty Valance
کارگردان:
 جان فورد
محصول: ۱۹۶۲ آمریکا
بازیگران: جان وین، جیمز استوارت، لی ماروین

"مردی که لیبرتی والانس را کشت” شاهکار بی‌بدیل جان فورد است. فیلمی تلخ که بازگشت فورد از بسیاری از عقایدش راجع ‌به رویای آمریکایی و تمدن آمریکا به حساب می‌آید و انگار در اواخر دوران کاری‌اش بازگشت به زندگی روستایی را ترجیح می‌دهد. تعامل و برخورد و روانشناسی بین سه کارکتر جان وین و جیمز استوارت و لی ماروین – لیبرتی والانس- در این وسترن درخشان به حدی دقیق و در بسیاری از موارد جذاب است که هر عاشق سینمایی را با خود همراه می کند. در مردی که لیبرتی والانس را کشت، فورد رابطه‌ای دیالکتیکی و فوق‌العاده دقیق را بین جان وین و جیمز استوارت پرورش می‌دهد. رقابت این دو بر سر دختر فیلم با نوعی رفاقت از جنس خشن مردانه اما وفادارانه همراه است. ابتدای کار سمت قدرت و تسلط این رابطه دو طرفه جان وین است اما با گذر زمان آرام آرام کفه ترازو به سمت استوارت سنگینی می کند. در نهایت این جان وین است که با جوانمردی از سمت رقابت این رابطه دو طرفه کنار می کشد و گویی خود را جاودانه می کند. با این که فیلم با استوارت آغاز و پایان می پذیرد و او افتخار مشهور شدن به عنوان مردی که لیبرتی والانس را کشت دارد و بعد ها نیز یکی یکی پله های ترقی را طی می کند اما قهرمان همیشگی و جاودانه و اسطوره‌ای فیلم جان وین است.

۱۵. ال دورادو

عنوان اصلی: El Dorado
کارگردان:
 هاوارد هاکس
محصول: ۱۹۶۶ آمریکا
بازیگران: جان وین، رابرت میچام، جیمز کان

وسترن دیگری از هاوارد هاکس با بازی جان وین و رابرت میچام که مانند بسیاری از وسترن‌های متاخر جان وین درباره پیر شدن است. جان وین این بار علاوه بر دشمنان خارجی باید با یک عامل بازدارنده دیگر نیز دست و پنجه نرم کند؛ پیری. او که دیگر آن جان وین جوان آثار پیشین نیست در طول فیلم با دردی که در اثر اصابت یک گلوله ایجاد شده است مواجه می‌شود. این درد باعث می‌شود او چالاکی پیشین خود را نداشته باشد و حتی سوار اسب شدن نیز برایش سخت شود. بسیاری ال دورادوی هاکس را بازسازی دیگری از ریو براوو می‌دانند. شهر همان شهر پیشین است، داستان شبیه به همان داستان است و حتی شخصیت‌ها تقریبا همان شخصیت‌ها هستند. این هم از عجایب ژانر وسترن و استعداد هاکس است که قادر است یک داستان را عینا بارها و بارها تعریف کند و سینما دوستان هر بار با لذتی دو چندان آن را تماشا کنند.

۱۶. خوب بد زشت

عنوان اصلی: The Good, the Bad and the Ugly
کارگردان:
 سرجیو لئونه
محصول: ۱۹۶۶ ایتالیا
بازیگران: کلینت ایستوود، لی وان کلیف، ایلای والاک

خوب بد زشت، ساخته‌ پر آوازه سرجیو لئونه‌ را می‌توان مطرح‌ترین فیلم وسترن اسپاگتی دانست. همان طور که اول مقاله اشاره کردیم ریشه آثار وسترن در آمریکا و غرب وحشی بود، اما تعدادی از کارگردانان ایتالیایی به سرکردگی لئونه در ایتالیا اقدام به ساخت آثار وسترن با رویکرد شخصی خود کردند. این آثار بر عکس آثار وسترن کلاسیک آمریکایی از خشونت زیادی برخوردار بودند و در بیان صریح‌تر از آن‌ها عمل می‌کردند. خوب بد زشت معروف‌ترین نمونه این فیلم‌هاست که به محبوبیت زیادی دست پیدا کرد و به عنوان سومین فیلم از سه‌گانه دلار اکران شد. فیلم داستان تقابل سه نفر در راه رسیدن به ۲۰۰ هزار دلار پول را روایت می‌کند و در نهایت نیز با دوئلی سه نفره و به یاد ماندنی خاتمه می‌یابد. لئونه موفق می‌شود با رویکرد خشن و طنزآلود خود، به مدت سه ساعت بیننده را مسحور تصاویر درخشان خود کند. موسیقی درخشان انیو موریکونه، آهنگساز بزرگ ایتالیایی، نیز در موفقیت فیلم سهم ویژه‌ای داشت. امروز از این موسیقی در کنار موسیقی متن فیلم پدرخوانده، به عنوان معروف‌ترین موسیقی فیلم‌های تاریخ یاد می‌شود.

۱۷. این گروه خشن

عنوان اصلی: The Wild Bunch
کارگردان:
 سام پکین‌پا
محصول: ۱۹۶۹ آمریکا
بازیگران: ویلیام هولدن، ارنست بورگناین، رابرت رایان

سام پکین‌پا که معمولا با عنوان شاعر خشونت از او یاد می‌شود، در سال ۱۹۶۹ دست به ساخت وسترنی غریب به نام این گروه خشن زد. این گروه خشن وسترنی خشونت‌بار بود که به شکلی جدی در تلاش بود تا از غرب وحشی و بزرگان آن اسطوره زدایی کند. فیلم را می‌توان تقابلی بین سنت و مدرنیته دانست و این موضوع در تقابل‌های اسب/ماشین بیشتر از هر چیزی هویداست. پکین‌پا در این فیلم به شکلی افراطی از مونتاژ استفاده می‌کند و نتیجه این کار یکی از معروف‌ترین سکانس‌های پایانی تاریخ سینما را رقم می‌زند. در سکانس پایانی این گروه خشن پکین‌پا به شکلی آیزنشتاینی با استفاده از کوتاه‌ کردن پلان‌ها، ریتم را سرعت بخشیده و زمان روانی را نیز طولانی‌تر کرده است. کات‌های پیاپی در این سکانس که با اسلوموشن همراه می‌شود، سکانسی خونبار را می‌سازد که در آن تقریبا همه کشته می‌شوند. این گروه خشن وسترنی خاص در تاریخ سینماست که بر خلاف سنت‌های جان فوردی حرکت کرد و سعی کرد تا با استفاده از همین خاص بودن، نام خود را در تاریخ سینما جاودانه کند.

۱۸. بوچ کسیدی و ساندس کید

عنوان اصلی: Butch Cassidy and the Sundance Kid
کارگردان:
 جورج روی هیل
محصول: ۱۹۶۹ آمریکا
بازیگران: پل نیومن، رابرت ردفورد، کاترین راس

بوچ کسیدی و ساندنس کید وسترنی نفس‌گیر و جذاب از روی هیل است که بر اساس داستانی واقعی از اشخاصی به همین نام ساخته شده است. بوچ کسیدی و ساندنس کید دو سارق افسانه‌ای در اواخر قرن نوزدهم بوده‌اند که با سرقت از بانک و قطار روزگار می‌گذراندند. ویلیام گلدمن مسئولیت نوشتن فیلمنامه را بر عهده داشت و طی اقدامی هوشمندانه کمدی را چاشنی کار خود کرد و در نهایت نیز موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را از آن خود کند. یکی از نقاط قوت اصلی این فیلم بازی درخشان پل نیومن و رابرت ردفورد در نقش‌های اصلی بود که در فیلم شیمی بی نظیری بین آن‌ها برقرار می‌شود. بوچ کسیدی و ساندنس کید هر یک ویژگی‌های مخصوص به خود را دارند و یکدیگر را تکمیل می‌کنند. در نهایت نیز هر دو کنار هم و به طرزی سرخوشانه کشته می‌شوند و تا لحظه پیش از مرگشان نیز شوخی‌هایشان را رها نمی‌کنند. باید اشاره کرد که فیلم علاوه بر بخش فیلمنامه توانست جوایز اسکار بهترین موسیقی، بهترین ترانه و بهترین فیلمبرداری را نیز برای دست‌‌اندرکارانش به ارمغان بیاورد.

۱۹. نابخشوده

عنوان اصلی: Unforgiven
کارگردان:
 کلینت ایستوود
محصول: ۱۹۹۲ آمریکا
بازیگران: کلینت ایستوود، مورگان فریمن، جین هکمن

در سال ۱۹۹۲ بود که کلینت ایستوود توانست با ساخت نابخشوده بر اساس فیلمنامه‌ای از دیوید وب پیپلز روحی تازه به ژانر وسترن بدمد و این ژانر ریشه‌دار را دوباره احیا کند. فیلم روایت صعود دوباره یک قهرمان افول کرده وسترنی است. قهرمانی که خود ایستوود نقش او را بازی می‌کند و مورگان فریمن نیز به عنوان همراهش او را در این مسیر یاری می‌کند. ایستوود در نابخشوده جایگاه شخصیت اصلی فیلم را با جایگاه خود فیلم یکی می‌کند و مردی را به تصویر می‌کشد که در قدیم – همان دوران اوج وسترن – بزرگ‌ترین گانگستر زمانه خود بوده است و امروز از سوار شدن بر اسب نیز عاجز است، یعنی دقیقا همان وضعی که آثار وسترن در دوران پسا کلاسیک داشتند. در انتهای فیلم او دوباره وجهه‌ای اسطوره‌ای به شخصیت خود می‌بخشد، همان‌گونه که نابخشوده با درو‌ کردن جوایز اسکار و نقد‌های مثبت منتقدان توانست وسترن را دوباره به جایگاه حقیقی‌اش بازگرداند.

۲۰. قتل جسی جیمز به‌دست رابرت فورد بزدل

عنوان اصلی: The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford
کارگردان:
 اندرو دامینیک
محصول: ۲۰۰۷ آمریکا
بازیگران: برد پیت، کیسی افلک، سم شپارد

قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد که بر اساس رمانی از ران هانسن ساخته شده، بزدل همان‌طور که از اسمش پیداست به ماجرای قتل جسی جیمز، تبهکار معروف آمریکایی می‌پردازد. جسی جیمز که در قرن نوزدهم زندگی می‌کرده، به عنوان یکی از معروف‌ترین یاغی‌های تاریخ آمریکا که به خاطر بی‌رحمی و سنگدلی مشهور بوده، شناخته می‌شود. برد پیت در نقش جسی جیمز و کیسی افلک در در شمایل رابرت فورد خوش درخشیده‌اند و موفق شده‌اند تحت کارگردانی دقیق دامینیک، آرام آرام دو شخصیت محوری فیلم را پرورش دهند. قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد به عنوان وسترنی معاصر و امروزی، جذاب و دیدنی است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: